چراغ خونه
یکی یدونه، دردونه، گل گلخونه، چراغ خونه
الاهی قربونش بره مامییییی
الان که اینارو می نویسم مث یه فرشته کوچولو خوابیدی
و یه لبخند ملیح رو لبای کوچولوت هست
این روزا با دستای کوچولت چیزارو می گیری، حریر.ه بادومت رو می ریزم تو شیشه و می ذارم جلو دستت و شما با اون دستای کوچولو کلی تلاش می کنی تا شیشه رو به دهنت برسونی و با ملچ و ملوچ بخوریش
آخ که می میرم برا این ملچ و ملچ کردنت..gif)
چند روز پیش دیدیم داری به قاب عکس های اتاقت نگاه می کنی چقدرم با دقت !!
صدای خندیدنت وقتی باهات بازی می کنیم فضای خونمون رو پر از شادی می کنه
مامان جون و دایی کوچیکه ، خاله ها و بچه هاشون رو میشناسی و با دیدنشون کلی ذوق می کنی.
گاهی وقتی سرحالی با خودت صداهایی در میاری و جدیدا هم همراه با اون صداها زبونت رو تو دهنت تکون میدی انگار که میخوای حرف بزنی
چند روز بود علایم سرماخوردگی داشتی
بردیمت دکتر اولش برات داروهای سرماخودگی دادن وقتی بعداز یک هفته بهتر نشدی تشخیص دکتر خودت حساست بود
قربون پوست حساست بره مامی دکترت می گفت شما به عرق خودت هم حساسیت نشون میدی
زندگی بدون تو حتی یک لحظه هم برام مرگه
خیلی خاطرت رو می خواممممممممممممممم


چراغ خونه
